من اگر تو بودم… | زندگي سگي

من اگر تو بودم…

۲۷, ۸, ۱۳۸۸ | روزمره | نوشته : کیچو

تو تاکسی صندلی پشت سر راننده بودم… ترمز کرد… یه پسر بچه نشست صندلی جلو… بوی بدی به دماغم میخوره… نگاش میکنم! سر و وضع مناسبی نداره! چند وقته حموم نرفته؟! کسی چه میدونه ! …ترمز میکنه… یه خانومی سوار میشه… بوی نون شیرمال داغ… تو نایلون خانومه است! پسره بی هوا نیم خیز میشه عقب! نمیتونم نگاش نکنم! چشمش به راننده اس! دستش داره میره طرف پول خوردایی که راننده کنار دنده ریخته! راننده دنده عوض میکنه! پسرک سریع دستشو میکشه…

child-poverty

…میگم آقا ممنون پیاده میشم… میزنه کنار…در جلو باز میشه… میکوبه بهم و میدوه… صدای ترمز… ما همه ماتیم فقط… کف خیابونه و از سرش خون اومده…تکون نمیخوره… راننده میگه چرا اینجوری کرد؟ میگم واسه کرایه شما… میگه مگه نداده بود؟!

پست های مرتبط

  • پست مرتبطی یافت نشد !

۱۹ نظر

*

* (بقیه نخواهند دید)

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.