PES | زندگي سگي

سنت جدید !

Pro Evolution Soccer

چند روزیه که میخوام یه چیزی بنویسم ولی وقت نمیشه … یعنی نه که مثلا به کار خاصی مشغول باشم ها ، اتفاقا عین انگل افتادم تو خونه و مثل اصحاب کهف هر چند روز یه باری یه غلطی میزنم که بدنم نپوسه … اما تا میام پای کامپیوتر که مثلا یه چیزی بنویسم یه چیز دیگه یهو حواسم رو پرت میکنه و میرم دنبالش و این چیزها به صورت زنجیر وار ادامه پیدا میکنن که آخرش میبینم نزدیکای صبح شده و من به جای مطلب نوشتن ۶۰۰ تا سایت که هیچ کودوم موضوعات مرتبطی هم ندارند رو باز کردم و احیانا ۴ تا چرت و پرت هم در حال دانلود هستش و بازی Hearts Internet هم بازه و من سخت عصبانی هستم که چرا نمیشه تو چت رومش آدم چیزی که میخواد بگه تا من یکم با این بازیکن های اجنبی کل کل کنم … البته باید بگم که زبان خارجکی (انگلیسی ) من خیلی هم  خوب نیست ولی احتمالا تمام فحش های ناموسی و غیره رو از بچه های کف جوب مناطق محروم آمریکا هم بهتر بلدم … و واسه همین سعی میکنم همیشه صحبت رو به کل کل برسونم که فکر نکنن حالیمون نیست ولی شما که اجنبی نیستی سطج من کلا I’m an blackboard  .

این هفته من و پت یک سنت جدید رو پایه گذاری کردیم … اون هم این بود که کله صبح که میرسیم دانشگاه ؛ اممممممممم … بزار برم رو سوم شخص اینجوری حال نمیده :

دو شنبه صبح بود که پت و مت برای درس شبکه ساعت ۸ صبح به دانشگاه اومدند … مت منتظر بود تا پت برسه و با هم برن سر کلاس .. وقتی پت اومد حسابی از لحاظ نیکوتین دچار افت شده بود و از مت خواست تا یه نخ سیگار بهش بده و بعد برن … بعد از اینکه سیگارش تموم شد گفت :
-    حاجی جواب نداد یه نخ دیگه بده
-    میخوای اصلا کلاس رو نریم بریم تو ماشین ؟
-     آره
و به همین سادگی اولین کلاس رو پیچوندند … اما اونا تا ساعت ۴ کلاس داشتند و صبح رو با یه فاز گشادی شروع کرده بودند پس نمیشد توقع داشت که همه چی تموم شده باشه ؛ پس به عنوان یک سوم شخص مجهول الهویه ازتون میخوام به ادامه مکالمات در ماشین توجه فرمایید :
مت : خوشم میاد هنوز پامون رو تو ماشین نزاشتیم جفتمون صندلی هارو میخوابونیم .
-    آره برچسب انرژی جفتمون رو A هستش .
-    میگم حاجی من دیشب نخوابیدم … واسه کلاس بعدی منو بیدار کن .. خداحافظ
-    خاک تو سرت … باز تا صبح رو تلفن بودی اخلاق گهتو آوردی برا من ؟‌
-    خب چیکار کنم ساعت ۱۰ شب از خواب بیدار شدم نمیشد بخوابم …
-    میگم بیا امروز رو بپیچونیم کلا حسش نیست .
-    (نگاه پرسشگر مت )‌ + “هفته پیش هم پیچوندیم امروز هم نریم ۳ تا میشه واسه آزمایشگاه حذفمون میکنه ها ؟؟؟ ”
-    یعنی بریم ؟
-     البته میتونیم کلاس ۴ شنبه رو بریم … وسوسه مناسب دیگه ای هم داری ؟؟
-    آره ، میریم الان از این نون خرما ها میخریم میریم خونتون چایی میزاریم خودمون رو میسازیم بعد میشینیم PES بازی میکنیم ….
-    نوبتی حال نمیده باید با هم بازی کنیم …
-    خب میریم دسته بازی میخریم …
-    ایول خوبه ….
و در حالی که مت ماشین رو استارت میزنه : ” ما که عمرا چهارشنبه رو نمیریم ” و صدای خنده هر دو به وجدان های گول خورده شان به گوش رسید …..

اینگونه شد که آنها سر راهشون نون خرما و دسته بازی خریدند و از ساعت ۱۰ صبح تا ۸ شب PES بازی کردند و دو ساعت خوابیدند و بیدار شدند و دوباره PES بازی کردند و جالب آنکه چون هیچ کودوم با دسته بازی نکرده بودند فقط این بازیکن های بدبخت رو تو زمین دواندند و گلی به ثمر نرسید و  همه بازی ها به وقت اضافه کشیده شد و در آخر ضربات پنالتی نتیجه را تعیین میکرد …. البته از اونجا که اونا اصولا کم نمی آورند همه تقصیرات را بر گردن دسته بازی و فلجی بازیکنان بارسلونا و باگ های بازی و لگن بودن سیستم و حتی کارت گرافیک انداختند ….. اما آنچنان در جو بازی قرار گرفته بودند که وقتی به محوطه جریمه حریف میرسیدند به جای فشردن دکمه شوت خودشان شوت میکردند که این امر خساراتی را برای کیس و میز کامپیوتر به بار آورد … از دیگر دست آورد های این کار نزول سطح بازی تیم های اروپایی به زیر توپ زنی های آسیا بود تا دیگر در این برنامه ۹۰ نگویند سطح فوتبال ما با اروپا خیلی فاصله داره و اینا ….

تا سنت بعد خدانگهدار ….

نظرات نوشته شده توسط مت در تاریخ ۳۰, ۸, ۱۳۸۷
در دسته روزمره